آغاز علم شیمی را در واقع می توان با كشف اتش همزمان دانست. این علم در آغاز تنها جنبه كاربردی و تكنیكی داشته و در حدود سال قبل از میلاد در میان ملتهای متمدن عهد باستان به ویژه در بین النهرین، دره رود نیل و رود سند متداول بوده است. تكنولوژی این ملتهای متمدن و فلسفه یونان باستان از عوامل موثری بودند كه در شكوفایی این علم در مراحل آغازی ان دخالت داشتند، هر چند مجموعه آگاهی های نظری و عملی آن زمان را نمی توان علم شیمی به شمار آورد اما پایه ای برای این علم به شمار رفته است و به تدریج با مشاهده های تجربی بنای بلند این شاخه مهم از واژه كیمیا یا شیمی در نوشته های یونانی با املای آمده است كه در واقع واژه ای یونانی نیست بلكه ریشه ان از زبان مصری و احتملا از واژه یعنی سیاه گرفته شده است. برخی علت این نام گذاری را اینطور توجیه می كنند كه در زبان مصری سرزمین مصر به مفهوم سرزمین سیاه است كه اشاره به خاك سیاه رنگ و حاصلخیز دره نیل دارد.

برخی كیمیاگری را در مفهوم هنر سیاه توصیف میكنند زیرا در واقع عمل سیاه كردن فلز نخستین مرحله كیمیاگری بوده است به طور كلی اساس كیمیا گری زدودن رنگها از سطح فلزات و سپس ایجاد رنگهای دلخواه بر روی آن به ویژه رنگ نقره ای و طلایی بود.
دانش كیمیا در مفهوم شناسایی خواص مواد و تبدیل آنها به یگدیگر بوده كه در ابتدا از مصر باستان نشات گرفته است. برخی كیمیا را واژه یونانی یعنی از به
ریخته گری می دانند واژه كیمیا در فرهنگ اسلامی به صورت الكیمیا آمده است.
فعالیت كیمیاگران بر دو محور استوار بوده است:
كوشش در تهیه طلا و نقره از فلزات ارزان قیمت از جمله سرب و مس.
تهیه ماده جامدی به نام سنگ فیلسوفان یا اكسیر اعظم كه بتواند فلزات پست را به طلا و نقره تبدیل كند. ماده فراری به نام توتیا كه شفا دهنده همه دردها باشد و مایع معجزه گری به نام اكسیر جوانی یا آب حیات كه جوانی را برگرداند و عمر را جاودان بخشد.