ایده ی باشندگان مکانیکی مدت هاست که ذهن مخترعان ، مهندسین ، ریاضیدان ها ، و رویا پردازان را به خود مشغول داشته است . از آدم حلبی در جادوگر شهر زمرد ، تا روبات های کودک مانند اسپیلبرگ در {فیلم سینمائی} هوش مصنوعی ، تا روبات های آدم کش در ترمیناتور . ایده ی ماشین هایی که مانند آدم ها فکر و عمل کنند ما را شیفته ی خود ساخته است .

در اساطیر یونان خدای وولکان خدمتکاران مکانیکی و میزهایی سه پایه ساخت که می توانستند با قدرت خودشان حرکت کنند . در 400 پ م ریاضیدان یونانی آرخیاتاس اهل تارنتوم درباره ی امکان پذیری ساخت پرنده ای روباتی نوشت که با نیروی بخار به پیش می رفت .

در نخستین سده ی میلادی ، قهرمان اسکندریه ( لقبی که بخاطر طرح نخستین ماشین بر مبنای بخار داده شده بود ) ماشین واره هایی را طراحی  کرد ، که بنا به افسانه یکی از آنها قادر به سخن گفتن بود . نهصد سال پیش ، الجزاری ، دانشمند مسلمان ، ماشین هایی  خودکار همانند ساعت های آبی ، لوازم آشپزخانه و آلات موسیقی با نیروی آب را طراحی کرد و ساخت .

در 1495 هنرمند و دانشمند شهیر ایتالیایی دوره ی رنسانس لئوناردو داوینچی طرحهایی از شوالیه ای روباتی کشید که می توانست بنشیند ، بازوهایش را تکان دهد ، و سر و فکش را جابجا کند . تارخ نویسان عقیده دارند که این نخستین طرح واقعگرایانه از ماشینی انسان نماست .

نخستنین روبات ابتدائی ولی عملیاتی در سال 1738 توسط ژاک دُ وکانسن ساخته شد ؛ او انسن واره ای را که می تواند فلوت بنوازد و اردکی مکانیکی را ساخت .

واژه ی ربات برگرفته از نمایشنامه ی R.U.R نوشته ی کارل چابک اهل چک در 1920 است . ( روبات در زبان چکی به معنای کار سخت و در زبان اسلواکی به معنای کار است ) در این نمایشنامه کارخانه ای به نام روبات های همگانی روسام ، ارتشی از روبات ها را می سازد که کارهای پست را انجام می دهند . ( با این حال بر خلاف ماشین های عادی این روبات ها از گوشت و خون ساخته می شوند ) . سر انجام اقتصاد دنیا وابسته به این روباتها می شود . اما با روباتها بد رفتاری صورت می گیرد و نهایتا آنها علیه اربابان انسانی خود شورش می کنند و آنان را از پای در می آورند . با این حال روبات ها به هنگام انتقام ، تمام دانشمندانی را که می توانستند آنها را تعمیر کنند و روبات هایی جدید بسازند می کشند ، بنابراین سرنوشتی جز نابودی پیش رو ندارند . دست آخر دو روبات ویژه پی می برند که آنان توانایی زاد آوری و قدرت تبدیل شدن به روبات هایی جدید را دارند : آدم و حوا .

هم چنین در یکی از نخستین و پر خرج ترین فیلم های صامت ، مترو پولییس ، به کارگردانی فریتس لانگ در 1927 در آلمان ، روباتها موضوع اصلی بودند . داستان در 2026 رخ می دهد ، و طبقه ی کارگر محکوم به کار زیر زمینی  در کارخانجاتی فلاکت بار و مصیبت زده است  ، در حالی که طبقه ی برگزیدگان حاکم بر روی زمین جا دارد .  زنی زیبارو به نام ماریا اعتماد کارگردان را جلب می کند ولی حاکمان از آن بیم دارند که وی روزی کارگردان را  به قیام وا دارد . پس آنان از دانشمندی پلید می خواهند بدلی روبات از ماریا بسازد . سر انجام این نقشه نتیجه ی عکس میدهد ، چون روبات کارگردان را به شورش علیه حاکمان رهنمون و سبب فروپاشی آن سیستم اجتماعی می شود .

هوش مصنوعی یا AI از این جهت که قوانین بنیادین پشتیبان آن هنوز به خوبی درک نشده اند ، با فناوری های دیگر تفاوت دارد . هر چند فیزیکدان ها درک خوبی از مکانیک نیوتونی ، نظریه ی نور مکسول ، نسبیت ، و نظریه ی کوانتوم اتم ها و مولوکولها دارند ، قوانین پایه ای هوش کماکان راز آلود است . احتمالا نیوتون AI هنوز زاده نشده است .

 ولی ریاضیدان ها و دانشمندان کامپیوتر دست بردار نیستند . از نظر آنان بالاخره روزی ماشینی متفکر از آزمایشگاه پا به دنیای بیرون می گذارد .

تأثیر گذارترین آدم در حوزه ی AI شخصی دور اندیش که چهار ستون AI را بنا نهاد ، ریاضیدان بزرگ بریتانیایی آلن تورینگ بود .

این تورینگ بود که زیر بنای تمام انقلاب کامپیوتر را پی ریخت . او ماشینی را تصور کرد ( که از آن پس ماشین تورینگ خوانده شد ) که تنها از سه عنصر ساخته می شود : نوار ورودی ، نوار خروجی ، و پردازنده ی مرکزی ( مثلا تراشه ی پنتیوم ) که می تواند مجموعه عملیاتی دقیق را انجام دهد . بدین وسیله توانست قوانین ماشین های کامپیوتری را فرمولبندی کند و دقیقا قدرت و محدودیت های نهایی آنها را تعیین نماید . تمام کامپیوترهای دیجیتالی امروزی از قوانین دقیق ارائه شده توسط تورینگ پیروی می کنند . تورینگ دینی عظیم به گردن ساختار تمام دنیای دیجیتالی امروز دارد .


                                                                                                                                    فیزیک ناممکن ها

                                                                                                                                             نوشته ی دکتر میچیو کاکو - ترجمه ی رامین رامبد

                                                                                                                                                                          تهران 1389